عطا ملك جوينى
848
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
ايّوبى معروف كه خود نيز به صحابت عمّ در آن سپاه حضور داشت به مصر فرستاد و ايشان به مصر آمده دست فرنگان را از آن مملكت كوتاه و ايشان را از خاك مصر بيرون كردند ولى خود بهجاى ايشان مصر را متصرّف شده خلافت دويست و هفتاد سالهء فاطميّين را از آن سرزمين به كلّى منقرض ساختند . ( 57 - ) - ص 733 س 9 : شابور كه وزير عاضد بود » . چنان كه در حواشى ذيل صفحات گفتيم در جميع نسخ جهانگشا در جميع مواضع در اين فصل نام اين وزير عاضد مطّردا و بدون استثنا همه جا شابور ( يا سابور به سين مهمله ) مسطور است . و اتّفاق جميع نسخ ده دوازدهگانه آن هم در جميع موارد بر اين املا دليل قطعى است كه كتابت اين كلمه بدين صورت در مورد ما نحن فيه در اثر سهو يا تصحيف نسّاخ نبوده است بلكه خود مؤلّف عالما عامدا اين كلمه را چنين مىنوشته و مىخوانده و به خيال خود قطعا آن را همان كلمهء معرّب شاپور فارسى مىدانسته است . و علاوه بر جهانگشاى در اغلب كتب تواريخ متأخّرهء فارسى از قبيل تاريخ گزيده و روضة الصّفا و حبيب السّير و لبّ التّواريخ و جهانآرا نام اين وزير عرب قحّ خالص مصرى از قبيلهء بنى سعد را همه جا صاف و ساده « شاپور » با پاء فارسى نگاشتهاند ! ولى چون تقريبا جاى شك نيست كه مأخذ جميع كتب مزبوره در اين املا همين كتاب حاضر يعنى جهانگشاى جوينى بوده است پس واضح است كه اين كتب را اسناد جداگانهء مستقلّه نمىتوان محسوب نمود . لكن از كتب مذكورهء فارسى كه بگذريم در جميع كتب تواريخ كه به زبان عربى تأليف شده يعنى عموما مؤلّفات اهالى مصر و شام كه بالطّبع از اوضاع و احوال صاحب ترجمه چون مصرى بوده بيشتر مسبوق بودهاند از قبيل معجم الأدبا ياقوت و كامل ابن الأثير و كتاب الرّوضتين فى اخبار الدّولتين ابو شامهء مقدّسى و تاريخ مصر ابن ميسّر و وفيات ابن خلّكان و مختصر الدّول ابن العبرى و تاريخ ابو الفدا و دول الإسلام ذهبى و صبح الأعشى قلقشندى و خطط مقريزى و نجوم الزّاهرهء ابن تغرى بردى و حسن حسنالمحاضرهء سيوطى و تاريخ مصر از ابن اياس « 1 » و از همه بهتر در كتاب النّكت العصريّة فى اخبار الوزراء المصريّة تأليف عمارهء يمنى شاعر معروف و از خواصّ دوستان صاحب ترجمه و همچنين در اشعار شعراء معاصرين وى مانند همان عمارهء يمنى و عماد كاتب اصفهانى « 2 » و عرقلهء دمشقى « 3 » و قاضى مهذّب اسوانى « 4 » . بارى در جميع مآخذ مذكوره بلا استثنا « 5 » نام
--> ( 1 ) - حواله به عدد صفحات جميع اين مآخذ در آخر اين فصل در « فذلكهء مآخذ » داده خواهد شد رجوع به آنجا شود . ( 2 ) - كتاب الرّوضتين ج 1 ص 159 . ( 3 ) - ايضا 1 : 157 و تاريخ ابو الفدا ج 3 ص 46 . ( 4 ) - معجم الأدباء ج 3 ص 161 . ( 5 ) - فقط استثنائى كه ازين كلّيّه در نظر است تاريخ ابن حمّاد است كه شرح آن بعد ازين مذكور خواهد شد .